جوان مومن انقلابی (شهید عباس دانشگر)

خاطره ای از شهید دانشگر به نقل از دوستشان :
اربعین امسال یادش بخیر...
تو مرز مهران دیدمش که داشت هماهنگیای کاروان رو می کرد...
صداش زدم ' عباس بیا اینجا پیش ما این قدر برا ما کلاس نذار...
با اینکه سرش شلوغ بود و داشت اتوبوسایی که هنوز نرسیده بودنو آمار می گرفت و گوشیشم مدام زنگ می خورد ، اومد ...
به شوخی بهش گفتم عباس ببا با من یه عکس بنداز که فردا اگه من شهید شدم
عکسمو این طرف اون طرف نشون بدی بگی من با شهید فلانی روز گاری داشتمو از
این حرفا...
فقط خندید..
امروز که این عکسا دیدم با خودم گفتم ای دل غافل کار برعکس شده ، حالا ما باید بگیم..............
جدا که شهدا خندیدند و رفتند....
اللّهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
شادی روحشون صلوات